•8 راه استفاده از رنگ ها در نام های تجاری با برندان مورفی نقاش(brendan murphy)


طرز استفاده ما از رنگها در حال عوض شدن است.از خیابان گرفته تا قفسه های سوپرمارکتها، استفاده از رنگها در طراحی برندها و لوگوها ، تغییرات زیر پوستی و درونی ای داشته اند. شرکتها در میان همه صنایع، دژی  از رنگها ساخته اند  که هم هویت برندشان را تعریف کنند و هم از آن دفاع کنند.

در حالیکه  استفاده از رنگها در نامهای تجاری موضوع جدیدی نیست، تغییر جهت آن به دنیای دیجیتال، باعث تمایزات ظریفتر، استراتژیکتر و راههای چند جانبه بیشتری برای ارتباط بهتر با مشتریان  شده است، شرکتها خودشان را در قالب خصوصیات برند معتبر و متمایزی ارائه می دهند.

امروزه برندها از رنگها در جهت ایجاد فرقهای ظریفتر، استراتژیکتر و راههای چندجانبه بیشتر، استفاده میکنند اما نقشی که رنگها در برندهای امروزی در پیرامون ما بازی می کنند چیست؟ 8 ایده در  اینجا وجود دارد که به خاطر بسپارید...

1. رنگها را مطابق با خصوصیات تنظیم کنید:

تنظیم و هماهنگی  رنگ برند با خصوصیت برند مانند  پی یک ساختمان محکم  و واقعی  ست  به طوریکه  باعث می شود آن ساختمان بدون تبعیض  و منسجم بنا شود. از مبداهای اولیه این هماهنگی ،اپل  با مستحکم کردن مسیر شخصی خودش،  سبب ناراحتی بزرگ hp و IBM شد.

اپل یک رویکرد منحصر به فرد دراستفاده از رنگها، در بازاریابی و بسته بندی محصولاتش ایجاد کرده است. درحالیکه در طول سالها از این روند معین در طراحی محصولات و تبلیغات آنها  استفاده  کرده است ، امروزه رویکرد استفاده از الگوهای ساده و تکرار شونده را برای رنگ برندش اتخاذ نموده ، که به آن انعطاف پذیری باور نکردنی در خط سیر رنگها  در جهت درونی و  خارجی می دهد، و موجب شده است که  در میان بسیاری از  صنایع مختلف فعالیت داشته باشد. البته همیشه اینطور به نظر می رسد که متناسب و مرتبط با مسائل فرهنگی روز  و در حال(به روز) است.

اپل، با درک ارزش تمایزات ظریف در سطح بالای خود، برای مواد، قدرت نفوذ شیشه صیقل و طراحی محصولات آلومینیومی سرد و ذخیره لایه پوششی فیبر، محصولاتش را آزادانه روانه  زندگی ما میکند و رنگ دنیای مخاطبانش را شکل میدهد.

2. درباره رنگها و لوگو به طور جداگانه فکر کنید:

رنگ لوگو را با  رنگ برند اشتباه نکنید. آبی تیفانی (مخملی ابریشمی) یکی از شناخته شده ترین رنگهای برند در جهان است. اما لوگویش  یک عبارت تایپ شده  با حروف پالایش و گرفته شده  از نام تیفانی است که مشکی می باشد.

تیفانی پی برد که تشریفات با بسته بندیشان مرتبط است.

به طور مشابه، ظاهر بیرونی فروشگاه با رنگ آبی تخم مرغی روبین  رنگ نشده است. تیفانی ارتباط تشریفات با جعبه رنگی منحصر به فردش را فهمید و زمانی که تشریفات وارد المان هر برندی شود، بیشتر اوقات کم است.

سر صفحه مجله نیویورک، سیاه است. اما به راحتی ان دردنیایی از رنگها که  از طریق کلمات ، تصاویر علاقه مندیهای من و کارتونها به زندگی آورده شده، جا گرفته است.

3. به سلیقه مصرف کننده رنگ کنید:

ترجیهات شخصی را جدا از کارتان قرار دهید و کشف کنید که می خواهید مصرف کنندگانتان چه چیزی را احساس کنند.. تصمبم گیری درباره بسیاری از رنگها بر مبنای  تعصبات آشکار و پنهان  تیم مدیریت (تیم ورزشهای مورد علاقه) یا هیئت تحقیقات می باشد.

انتخاب رنگها تصمیمی احساسی و پیچیده است که  بهترین انتخاب با مردم شناسی و طیف وسیعی از تجربیات امکان پذیر است، نه با نگاهی از پشت شیشه ای در یک اتاق 12 در12 متری بدون پنجره.

4. رنگ آمیزی چه موضوعاتی را در بر میگیرد:

یک شرکت را برای بسته بندی خوب  گیج نکنید. مردم انتظار دارند که قوطی زغال شان قرمز و تخته Cadbury  شان بنفش باشد. رنگها در این مثالها وسیله و راه پیداکردن آنها در قفسه فروشگاه شده اند.

مصرف کنندگان انتظار دارند که  Cadbury  بنفش باشد اما شرکتهای امروزی به همین سادگی، بسته بندی نمیکنند  و مواد تشکیل دهنده درون آنها ــ نامها ، افرادشان، ایده ها، محصولات و خدمات ــ به طور پیوسته درحال نو آوری و تغییرات هستند.

روش رنگ کردن لوله شکل نمای IBM کمک می کند که محصول این شرکت دیده شود و احساس خلاقیت و ابتکار بیشتری به بیننده دست می دهد، بیشتر شبیه  شرکت 'Human Era' B2C که با من صحبت می کند و کمتر مانند یک شرکت   corporate B2B ، است.

5. در معانی  و دلالت کردن رنگها چالش کنید:

بسیاری از برندهای  قرمز رنگ درباره تاثیر منفی ای که رنگشان دارند، نگران هستند. به دلیل اینکه رنگ قرمز شامل برخی مفاهیم فرهنگی می شود مانند (in the red به معنی بدهکار و فرد مقروض).  درحالیکه نگاه  هوشمندانه این است که شنل قرمز رنگ برای مصرف کنندگان سرسخت در لحظه منفی تکان نمیخورد،( به این معنا که روی مصرف کنندگان سرسخت این دید منفی تاثیری ندارد) برندها باید دقت کنند که اجازه ندهند زمانیکه  همه در رانندگی به طرف اشتباه  حرکت می کنند ، آنها هم اشتباه کنند بلکه باید درست رانندگی کنند.

 اگر شما طرفدار  منچستر یونایتد باشید رنگ قرمز مفهوم  منفی ای برایتان ندارد.

مصرف کنندگان به سمت عملکرد، احساس و رنگ مورد استفاده برند بر می گردند. بله درست است قرمز می تواند معنی ایست بدهد اما همچنین رنگ تیم ورزشی مورد علاقه در جهان (منچستر یونایتد ) نیز هست. قرمز یک رنگ پویا، نماد انرژی و لذت است و باید معنای دقیق آن بیان شود.

6. قالب مورد حمایت را رنگ دهید:

در ساختن نام تجاری تان، مهم است نقشی را که هر یک از ابزارها در جعبه ابزار برند بازی می کنند، را بفهمید. رنگها می توانند ابزار خیلی موثری باشند اما نام، نماد ها، تصاویر(تصورات وتجسمات) و عناصر گرافیکی به شما طیف گسترده ای از راهها را می دهد تا ارتباط برندتان را با مشتریان بهتر بسازید و حفظ کنید.

رنگ کوکا این است  امارنگ تنها یک جنبه از نام تجاری قوی اش است.

 در این مثال، کوکاکولا در سطح جهانی به خاطر نوار قرمز رنگ دورش قابل شناسایی است. اما علاوه بر این کوکا حروف لوگوی متمایز ، شکل بطری منحصر به فرد، موج تجسمی و شخصیت خرس قطبی هم دارد که ابعاد مختلف این برند را بیان می کنند و کمک می کنند تا شما از تجربه خوردن آن لذت ببرید.

7. به جنبه های فیزیکی و دیجیتالی فکر کنید:

در نظر داشته یاشید که رنگها چطور از دنیای فیزیکی به دیجیتالی و برعکس منتقل خواهند شد. به عنوان شخصی که اتاق خانه اش را بعد از اینکه فکر می کند که یک اینچ مربع  کوچک در اتاق12 در 20 فوتی به نظر پر رنگ تر دیده می شود، به دفعات مکرر رنگ کرده است. رنگها با  زمینه ، حجم و نور تغییر می کنند.

به طور مشابه رنگها در دنیای فیزیکی همیشه به دنیای دیجیتالی منتقل نخواهند شد جاییکه مسائلی مانند کنتراست رنگ، مقیاس آن و قابل دسترس بودنش، نقش بازی می کنند.

8. از رنگها برای به چالش و رقابت کشیدن استفاده کنید:

بسیاری از رقبا طوری رنگها را  انتخاب می کنند که  با  دسته ای از  رنگها قلمرو خودشان را از بقیه متمایز کنند. Tموبایل  رقبا را در فضای مخابرات وارتباطات از راه دور با رنگ صورتی روشنش به مبارزه میطلبد.

رنگها می توانند مانند یک کاتالیزور به کار گرفته شوند تا صنایع لازم را طوری مورد استفاده قرار دهند که توجه همه را جلب نمایند که رنگ قرمز و آبی  تنها بازیهایی در شهر نیستند.

رنگ صورتی  Tموبابل منتظران را به مبارزه دعوت می کند.

انتخاب رنگ یک برند اگر یک روانشناسی آشکارنباشد، می تواند به صورت تعهد و بار احساسی عمل کند. خواه چه عملی و واقعی باشد چه الهام گرفته و روحی، رنگها اغلب یک تکه حساس و مهم  از یک برنامه برند جامع و یکپارچه هستند.

رنگها المانهای درونی هستند. رنگها پر معنا هستند. رنگها نمی توانند جایگزین تجربه مشتریان شوند. اما آنها میتوانند به تجربه های مشتریان در بهترین لحظه ممکن رنگ و معنای دیگری ببخشند.


برگرفته از یاقوت